خانه » مهارت های ارتباطی » سخنرانی » بهترین تمرین سخنرانی
دسته : سخنرانی ، مهارت های ارتباطی          تاریخ : ۱۳۹۷/۰۸/۰۷

بهترین تمرین سخنرانی

بهترین تمرین سخنرانی

یکی از بهترین تمرین‌ها را می خواهم به شما بگویم.

مغز ما فرق بین تصور و واقعیت را نمی‌فهمد.

یعنی برای مغز ما آنچه که واقعا اتفاق می‌افتد و آنچه که من چشم‌هایم را می‌بندم و در ذهنم تصور می‌کنم تفاوتی ندارد.

یک لحظه همه راحت روی صندلیتان بنشینید … راحت راحت … ریلکس تکیه دهید، سر را تکیه دهید

موبایلتان را حتی از حالت سایلنت هم خارج کنید که حواستان را پرت نکند

خیلی راحت … نفس عمیق … خب خودتان را می‌بینید در یک صبح دل انگیز با هوای بهاری که جان می‌دهد نفس عمیق بکشید.

حالمان بسیار خوب است و داریم پا برهنه روی چمن‌هایی که رویشان شبنم نشسته قدم می‌زنیم و خیسی چمن‌ها را احساس می‌کنیم.

حس فوق العاده خوبی داریم، خورشید دارد طلوع می‌کند، همه چیز فوق العاده قشنگ است، داریم روی یک تپه ی کوچک قدم می‌زنیم … بسیار خوشایند

یک بوی مطبوعی از فضای سبز دارد می‌آید … یک نسیم ملایم دارد می‌وزد … این نسیم به صورت‌مان می‌خورد … از لا به لای موهایمان عبور می‌کند … از بین دستانمان رد می‌شود و حس فوق العاده قشنگی داریم … خیلی خیلی عالی

صدای باد را قشنگ در گوشمان می‌شنویم که دارد آرام زوزه می‌کشد و یک صدای بسیار قشنگی است

همینطور که روی چمن‌ها قدم می‌زنیم، صدای قدم‌های ما روی چمن‌ها آرام شنیده می‌شود … فوق العاده قشنگ

رنگ سبز چمن‌ها را بسیار عالی و واضح می‌بینیم و آن خیسی را با پاهایمان حس می‌کنیم … فوق العاده عالی و قشنگ … حس واقعا زیبایی است! واقعا زیبا!

همینطور که داریم قدم می‌زنیم و همه چیز را فوق العاده واضح می‌بینیم … تکان خوردن چمن‌ها و برگ‌ها و همه چیز را داریم می‌بینیم

یک درخت بسیار تنومندی را می‌بینیم که خیلی خیلی زیبا، سرسبز و بسیار کهنسال به نظر می‌رسد.

جلو می‌رویم. فقط ده قدم با درخت فاصله داریم … پنج قدم با آن فاصله داریم … سه قدم … دو قدم و الان دقیقا جلوی آن درخت هستیم.

به تنه ی آن درخت دست می‌زنیم، زبر تنه ی درخت را کامل با دست حس می‌کنیم و حس فوق العاده قشنگی است

نگاه می‌کنیم می‌بینیم در کنار آن درخت یک نیمکت چوبی قشنگی وجود دارد

می‌نشینیم روی آن نیمکت و کاملا حس می‌کنیم یک نیمکت بسیار محکم و چوبی و قدیمی ای است.

دست می‌زنیم و جنس آن نیمکت را حس می‌کنیم، رنگ آن نیمکت را کاملا واضح می‌بینیم و حس عالی ای داریم.

کنار نیمکت یک موبایل هست، موبایل را برمی‌داریم و وقتی صفحه اش را باز می‌کنیم می‌بینیم دارد یک فیلم پخش می‌شود.

آن فیلم بهترین خاطره زندگی ماست، بهترین اتفاقی است که در زندگی ما رخ داده و خوشحال‌ترین لحظه زندگی‌مان است. فیلم آن دارد پخش می‌شود.

فوق العاده خوشحالیم، آدم‌ها را می‌بینیم، صداها را داریم می‌شنویم و کاملا حس آن لحظه را گرفته‌ایم.

فوق العاده خوشحالیم و انرژی فوق العاده‌ای داریم و تمام این حس خوب را داریم.

حالا دست چپ را خیلی محکم مشت می‌کنیم و فشار می‌دهیم و تمام این انرژی را می‌فرستیم به دست چپ‌مان … فوق العاده عالی است … یک حس بی نظیر است. این حس خوب را کامل با خودمان داریم.

آدم‌ها را می‌بینیم، رابطه‌ها … رفتارها … کاری که خودمان انجام می‌دهیم … فوق العاده خوشحالیم فوق العاده

لذت می‌بریم و از دیدن آن فیلم لبخند می‌زنیم.

حالا دست چپ را رها می‌کنیم … موبایل را خاموش می‌کنیم و سه تا نفس عمیق می‌کشیم و با نفس سوم چشم‌ها را باز می‌کنیم…

نفس یک … نفس دو … نفس سه

دوستان حالتان خوب است یا نه؟

اگر واقعا کسی همه این تصویرسازی را با همه ی جزئیاتی که من گفتم چون بعضی‌ها نگاه می‌کردند من دست می‌کنم در دماغم یا نه، انجام دادید مطمئنم حالتان خوب است

بعضی‌ها فکر می‌کردند که خب من خاطره خوبم چیست؟! دنبال خاطره خوب می‌گشتند و هیچ خاطره خوبی نداشتند!

بعضی‌ها مانده بودند کدام را انتخاب کنند که خدا را شکر!

از شما یک خواهش دارم. هر بار که می‌خواهید حالتان خوب شود به آن خاطره فکر کنید و دست چپ را فشار دهید.

یکبار فشار بدهید همین الان! … محکم … یه حس خیلی عالی را تجربه کنید … ممنون

اگر واقعا درست تصویر سازی کنیم دقیقا حال ما مشابه همان لحظه‌ای که آن اتفاق افتاده می‌شود.

حالا از همه‌ی این توضیحات می‌خواهیم برسیم به این که اگر بتوانیم سخنرانی‌مان را درست تصویرسازی کنیم این ترس از سخنرانی از بین می‌رود.

یعنی چه؟ یعنی من خودم را ببینم که در ردیف جلو نشستم، مجری اسمم را می‌گوید و من ببینم چه پوشیده‌ام و چه حسی دارم و از آن گوشه سن بالا می‌آیم، می‌ایستم، دقیقا چه می‌گویم، چه می‌بینم، چهره مخاطبانم را ببینم، مدل راه رفتنم و همه چیز را عینا اگر شبیه‌سازی کنم ترسم از بین می‌رود!

ولی اکثر انسان‌ها این کار را نمی‌کنند و می‌گویند نتیجه نداد!

تصویرسازی درست یعنی رنگ را ببینی، صدا را بشنوی، لمس کنی و حواست کاملا درگیر باشد و صحبت کنی.

مثلا اگر شما بیست دقیقه سخنرانی دارید، بیست دقیقه چشمتان بسته است و دارید تصویرسازی می‌کنید.

من یک نمونه از موفقیت‌ها بگویم. آقای حسن تنهایی در سالن حضور دارند؟ نیستند.

ایشان وکالت می‌خوانند. به من زنگ زدند و گفتند در مسابقات وکالت دنیا شرکت کرده‌اند که ویسموت است اگر اشتباه نکرده باشم.

مسابقات ویسموت مسابقاتی است که دانشجویان با هم رقابت می‌کنند و می‌خواهند ببینند کدام وکیل مسلط‌تر و بهتر است.

این دوست ما فارسی زبان بود و انگلیسی هم خوب بلد بود.

زنگ زد و گفت ببین وقتم کم است و باید بروم دادگاه لاهه! دادگاه است ها!!

دادگاهی که چه کسی رفت دفاع کرد؟ دکتر مصدق.

گفت باید بروم دادگاه لاهه و جلوی بزرگترین قاضی‌های دنیا توانمندیهایم را نشان دهم.

حالا رقبایش چه کسانی هستند؟ کسانی که مثلا ده دوره در این مسابقات شرکت کرده‌اند.

ایران اولین دوره بود که شرکت می‌کرد و حتی مربی هم نداشتند.

گفتم فقط یک کار انجام بده!

برو تمام عکس‌های دادگاه لاهه را ببین، اگر تور مجازی سه بعدی مثل برج میلاد دارد را ببین، عکس قاضی‌ها و داورها را ببین.

بعد حالا که این کار را کردی کاملا تصویرسازی کن.

خودت را ببین در حالیکه آنجا ایستادی و داری دفاع می‌کنی.

وکیل دیگر دارد دلیل می‌آورد و شما نقض می‌کنی و توضیح میدی و اینکارها را انجام می‌دهی.

گفت من بیست روز و هر شب یک ساعت اینکار را انجام دادم یعنی بیست ساعت تمرین کردم.

سخت است!

جالب است بدانید بدون مشاور، بدون مربی و بدون تجربه به مرحله‌ای رسید که خیلی خونسرد، مسلط اجرا کرد و رقیبش را که دوره پیش قهرمان مسابقات شده بود را شکست داد، آن قضاوت را برد، special prize را برنده شد و به عنوان خونسردترین وکیل مدافع انتخاب شد.

ممنونم که آنجا هم نام ایران را سرافراز کرد.

تشویقش کنید

ای کاش حسین تنهایی اینجا بود و خودش تعریف می‌کرد ولی به من زنگ زد و گفت که دوباره باید بروم فلان کشور، دعوتم کرده‌اند تا یک کارهایی انجام بدهیم.

فقط با یک تمرین تصویرسازی درست ولی بیست ساعت وقت گذاشت!

عکس‌ها را دید و ترسش از بین رفت و شما هم اینکار را بکنید.

خب همانطور که مشاهده کردید تصویر سازی ذهنی می‌تواند فوق العاده عالی باشد.

این هنر شماست که تمرین‌هایی را که شرکت کنندگان قرار است بصورت حضوری انجام دهند را شما بصورت ذهنی انجام دهید و خواهید دید که تقریبا همان نتیجه کلاس‌های حضوری را خواهید گرفت.

مورد بعدی این است که یکسری جاها اصلا لازم نیست که ما حضورا شرکت کنیم.

مثلا در بسته جامع سخنرانی و فن بیان در جلسه دوم فرمول ABC-C را در سخنرانی می‌گوییم.

این فرمول به ما می‌گوید که چطور صحبت را شروع کنیم

چطور بدنه صحبت را ادامه دهیم.

جمع بندی کنیم و در انتها به صورت خیلی جالب مخاطبین را برای انجام یک کار بسیار مهم میخکوب کنیم.

خب این کار اصلا فرقی نمی‌کند که مدرس حضورا به شما بگوید یا خودتان این مطالب را بخوانید و ببینید.

بنابراین اینجا تفاوتی ایجاد نمی‌شود و محتوا همان محتواست.

چه بصورت فیلم باشد و چه بصورت حضوری مدرس به شما بگوید.

آخرین نکته که خیلی خیلی هم مهم می‌باشد این است که همه چیز به شما بستگی دارد، اینکه شما چقدر تمرین می‌کنید، شما چقدر تلاش می‌کنید.

خیلی‌ها را دیده‌ام که در کلاس‌های حضوری هیچ نتیجه‌ای نمی‌گیرند، چون می‌آیند می‌نشینند و هیچ استفاده‌ای هم نمی‌کنند و خیلی‌ها را نیز دیده‌ام که در مطالب غیر حضوری استاد شده‌اند و توانسته‌اند فوق العاده عالی عمل کنند.

همه چیز و همه چیز فقط به شما بستگی دارد اینکه چقدر تلاش می‌کنید و چقدر تمرین می‌کنید.

بنابراین اگر یک بار بخواهیم با هم مرور کنیم می‌توانیم بگوییم که مطمئنا دوره‌های غیر حضوری معادل دوره‌های حضوری نیستند اما اگر بخوبی در آنها رفتار کنیم و خود را در جایگاه کلاس ببینیم می‌توانیم نتایج فوق العاده عالی‌ای بگیریم.

نتیجه ای که خود من هم گرفتم و فوق العاده عالی بود.

در ادامه می‌خواهم چهار راهکار را به شما بگویم که می‌تواند خیلی به ما کمک کند که اثر بخشی دوره های غیرحضوری زیاد شود.

اول اینکه فقط بیننده نباشید

یعنی خیلی از ما عادت کرده‌ایم که مثلا یک فیلم یا صوت را فقط می‌بینیم یا می‌شنویم و دیگر کاری انجام نمی دهیم

خیلی مهم است که خود را در حال و هوای کلاس قرار دهیم. مثلا اگر مدرس یک سوالی می‌پرسد سعی کنیم خودمان هم به آن پاسخ دهیم یا وقتی می‌گوید فلان کار را انجام دهیم سعی کنیم خودمان هم انجام دهیم.

مورد بعدی این است که یک جاهایی باید حتی انتقاد کنیم.

مثلا اگر من جای این شرکت کننده بودم این را می‌گفتم یا عجب حرف اشتباهی آن شرکت کننده زد یا چقدر بد رفتار کرد من بودم این کار را می‌کردم یا اگر خودم سر کلاس بودم به او می‌گفتم این کار را بکن.

یعنی خود را کاملا در محیط کلاس حس کنیم.

مورد بعدی اینکه پراکنده فایل‌ها را گوش نکنیم.

یعنی اینکه یک دوره را ده دقیقه گوش کنیم بعد برویم چهار ساعت دیگر بیاییم و پنج دقیقه بعدی را گوش کنیم. این می‌تواند خیلی خیلی بد باشد و اصلا کمکی به یادگیری ما نمی‌کند و برعکس یادگیری را کاهش می‌دهد.

بنابراین این هنر ماست که بتوانیم خود را مثلا برای چهل و پنج دقیقه نگه داریم و مطالب آموزشی را بصورت یکپارچه گوش کنیم تا نتیجه عالی بگیریم.

و آخرین نکته اینکه واقعا فرض کنیم سرکلاس هستیم.

سرکلاس موبایل ما سایلنت است و تلفن‌های فوق العاده ضروری را می‌رویم بیرون کلاس و جواب می‌دهیم و خیلی رفتارهای دیگر…

مثلا وسط کلاس هرکسی نمی‌تواند بیاید ما را صدا کند یا وسط کلاس نمی‌رویم کار دیگری انجام دهیم.

یعنی چه کار کنیم؟

یعنی جلوی تلویزیون یا کامپیوتر یا هر جای دیگری که آن فایل دارد پخش می‌شود قرار بگیریم و فکر کنیم واقعا سر کلاس هستیم و هیچ کار اضافه‌ای انجام ندهیم.

امیدوارم این چهار ترفند به شما کمک بکند از دوره‌های غیرحضوری نتایج فوق العاده عالی بگیرید و در زمینه سخنرانی و فن بیان و همه زمینه‌های دیگر بدرخشید و کاری بکنید که دنیا جای بهتری برای زندگی کردن باشد.

منبع : بیشترازیک

نیاز به مشاوره بیشتر دارید؟ برای صحبت با متخصصان ایران تماس بگیرید.
051-37286679 15 دقیقه رایگان

دیدگاه بگذارید

avatar
  اشتراک  
اظلاع از
تاکنون 11579 نفر در دوره های آموزشی موسسه ایران شرکت کرده‌اند!

مرکز تخصصی مهارت های ارتباطی ایران

بولوار سازمان آب، شهید صادقی 21، پلاک 147
05137286679
info@asatiriran.com
محصولات
با ما همراه باشید