خانه » مهارت های ارتباطی » مهارت های زندگی » مطالب انگیزشی » ۹۰% مردم فکر میکنند اما واقعا بلد نیستند هدفگذاری کنند (و چطور شما جز ۱۰% باقی مانده باشید؟)
دسته : مطالب انگیزشی ، مهارت های ارتباطی ، مهارت های زندگی          تاریخ : ۱۳۹۸/۰۱/۲۹

۹۰% مردم فکر میکنند اما واقعا بلد نیستند هدفگذاری کنند (و چطور شما جز ۱۰% باقی مانده باشید؟)

هدف گذاری کردن

اهدافی که در سر می‌پرورانید به خودی خود دست‌یافتنی نیستند؛ متاسفانه برای رسیدن‌ به آنها باید سرسختانه با جان و دل تلاش کنید… اما البته اگر (واقعا) بلد باشید هدفگذاری کنید !

اگر بخواهید وارد دنیای موفقیت شخصی و برنامه ریزی برای آینده شوید، اولین مبحثی که احتمالا به آن بر بخورید، مبحث «هدفگذاری» خواهد بود.

هدفگذاری، یکی از جالب ترین مباحث است؛
وقتی قرار است آنچه را که میخواهید تعیین کنید و در بهترین حالت آنها را مکتوب کنید (چون خواندید که ۶۰% افرادی که به اهداف شان میرسند، آنها را مکتوب کرده اند) و از روز شنبه، اول هفته شروع میکنید تلاش تان را…

ولی پس از مدتی تلاش، به هدف تان نمی رسید !
چه اتفاقی افتاد؟ شما که هدف تان را تعیین کرده بودید، آنرا مکتوب کرده بودید و واقعا تلاش میکردید… مشکل از شماست یا از هدف تان؟ خب اگر همچین تجربه ای دارید، خودتان را نگران نکنید، چون این مقاله برای شما نوشته شده است.

فیل دوک، مشاور شرکت های بزرگ در زمینه بازاریابی و فروش می نویسد :
«رییس من که معاون رئیس جمهور در منابع انسانی شرکت بود از من خواست تا اهدافی که برای سال بعد دارم را روی کاغذ بنویسم، اگرچه قبلا در این زمینه هیچ آموزشی ندیده بودم و هیچ دلیلی هم نمی‌دیدم که مرا مجاب کند که نیازی به نوشتم اهداف حرفه‌ای وجود دارد.

به همین علت به سراغ او رفتم و از او خواستم که مرا راهنمایی کند. راهنمایی و مشاوره با او فرصت خوبی برای افزایش تجربیات در اختیار من قرار داد. اگرچه درابتدا انجام این کار بسیار دشوار بود و مثل این بود که یک بچه سه ساله بخواهد آموزش آشپزی ببیند، اما نباید زود خسته شد و دست از سعی و تلاش برداشت.

به هر حال مهم این است که نکات کلیدی را یاد بگیرید و هر چیز دیگر مربوط به جزییات دست و پا‌گیر را فراموش کنید.

در هر صورت نوشتن اهداف باعث می‌شود تا اساس تصمیم‌گیری‌هایتان را بر پایه دستیابی به آرمان‌ها و برنامه‌هایتان بگذارید و در صورت رسیدن به اهداف مورد نظر احساس رضایت داشته باشید.

زمانی که رییس من از من خواست تا اهداف کاری خود را بنویسم حدود چند ساعت گذشت تا بتوانم ایدهال‌هایم را بنویسم اگرچه حالا تمام آنها را به یاد نمی‌آورم، اما خوب یادم هست که دو مورد این اهداف مربوط به داشتن آزادی و راحتی بیشتر در محیط کاری‌ام بود.

رئیسم به لیست آرمان‌های عجیب و غریب من نگاه کرد و با مشاهده این که بسیاری از آنها “اهداف شخصی” من بود لحظه‌ای با درنگ و متفکرانه به من نگاه کرد. پس از آن مدتی با هم صحبت کردیم و در این مشاوره به این نتیجه رسیدیم که من باید در اهدافم تجدید نظر داشته باشم و با دقت بیشتری دوباره آنها را بنویسم او به من پیشنهادات خوبی در رابطه با نوشتن بهتر اهدافم ارائه داد. اگرچه بسیاری از این اهداف تاحدودی قابل پیش بینی بود.

با این وجود تلاش کردم تا در زمینه نوشتن اهداف مطالعاتی داشته باشم و خیلی جالب بود که پس از انجام مطالعات مناسب به این نتیجه رسیدم اگر هدفی نداشته باشم و اهدافم را مشخص نکنم هرگز نمی‌توانم زندگی‌ام را ارزیابی کنم، و اصول و راه و روش خودم را داشته باشم و قاعدتا هیچ پیشرفتی نخواهم داشت.

با تمام این تفاسیر به نظر می‌رسید مشخص کردن اهداف و نوشتم آنها کار بیهوده‌ای نیست و یک نظم و برنامه مشخص به زندگی من می‌بخشد.

به هر حال نباید فراموش کرد که هر فرد باتوجه به موقعیت، شرایط، آرمان‌ها، انتظارات و خواسته‌ها ممکن است اهداف متفاوتی داشته باشد، که باید بر اساس قابلیت‌ها و استعداد‌های خود بهترین اهداف را انتخاب کند و برای رسیدن به آنها برنامه‌ریزی مشخص داشته باشد تا بتواند پس از مدتی خود را به درستی ارزیابی کرده و تصمیم‌گیری مناسب داشته باشد.

نوشتن اهداف باعث می‌شود تا تمام جوانب لازم را برسی کنیم و با داشتن یک برنامه‌ریزی مناسب تمرکز بیشتری برای دستیابی به اید‌ه‌آل‌های خود داشته باشیم.»

در این مقاله میخواهیم یکبار برای همیشه، شیوه صحیح هدفگذاری را به شما آموزش دهیم؛
آنچه را که در این مقاله میخوانید در دانشگاه یا در مدرسه به شما یاد نداده اند. احتمال اینکه همانند فیل دوک خوش شانس باشید تا رئیس تان به شما آموزش بدهد هم کم هستش.

پس بهتر است این مقاله را با یک قلم و کاغذ در کنارتان بخوانید و نکات مهم آنرا یادداشت کنید.
هدفگذاری صحیح چطور ممکن میشود؟

برای سهولت خواندن و درک شما خواننده عزیز، ما تمامی موارد جهت هدفگذاری را به صورت «قوانینی برای هدفگذاری» در ادامه مطرح کرده ایم… «قوانین»، چون اگر آنها را رعایت نکنید به دردسر خواهید افتاد !

قانون شماره یک | اهدافی را دنبال کنید که مطابق بر ارزش‌هایتان باشد
از نظر بسیاری افراد اهداف کاری و اهداف زندگی شخصی تفاوت زیادی ندارند، اما اگر اهداف کاری شما همسو با اهداف زندگی شخصی‌تان نباشد قطعا در ادامه درمانده و ناامید خواهید شد.

بهتراست از سنین جوانی و در ابتدای راه، تصمیمی مناسب مطابق ارزش‌ها و علایق خود برای تعیین اهداف کاری داشته باشید تا در ادامه انگیزه و شور و شوق بیشتری داشته باشید.

بسیاری از افراد در دوران جوانی به دنبال انتخاب یک رشته برای پیدا کردن کار مناسب هستند و پس از اینکه دوران تحصیلی را پشت سر گذاشتند هم دنبال یک کار در یک شرکت بزرگ با موقعیت شغلی امن هستند، تا بتوانند مشغول به کار شوند و پس از یک مدت طولانی و حدود سی سال بازنشسته شد.

بعد از آن هم در انتهای زندگی قرار دارند و ممکن است فاصله چندانی با مرگ نداشته باشند و یقینا سی سال زندگی کردن بصورت یکنواخت بسیار خسته کننده و در برخی موارد نفرت‌انگیز می‌شود.

پس بهتر است هرچه زودتر ارزش هایتان را مشخص کنید؛ چه چیزی به زندگی شما معنا میدهد؟ چه چیزهایی دوست دارید؟ با چه چیزهایی احساس بهتری پیدا میکنید؟

قانون شماره دو | اهداف قابل دستیابی داشته باشید
بسیاری از افراد تا سی سالگی هدف مشخص برای خود ندارند. در اغلب مواقع اکثر ما اهدافمان را بر اساس زندگی مردم تعیین می‌کنیم و این در حالی است که ممکن است موقعیت، شرایط اجتماعی و قابلیت‌های متفاوتی نسبت به دیگران داشته باشیم.

ممکن است شما به دنبال اهدافی باشید که به هیچ وجه برای دیگران شدنی و قابل دستیابی نباشد اما شما قادر به انجام آن باشید. ممکن است علایقی داشته باشید که برای برخی افراد دیگر مهم نباشد.

فراموش نکنید که اهداف را بر اساس توانایی‌ها و علایق خود مشخص کنید و به دنبال تقلید طوطی‌وار اهداف دیگران نباشید.

قطعا در هنگامی موفق به رسیدن به هدف-هایتان خواهید شد که با معیار و ضوابط‌های خودتان منطبق باشد.

قانون شماره سه | بلند پروازانه فکر کنید و به اهداف کوچک قانع نشوید
قبلا مقاله ای تحت عنوان چطور ۱۰۰ میلیون تومان بدست آورید در وبسایت منتشر کرده بودیم که مورد توجه خوانندگان زیادی قرار گرفته بود

در این مقاله ما توصیه کرده بودیم به خواننده که تمرکزش را بر روی ۱۰۰ میلیون تومان نگذارید، در عوض بر روی ۱۰ میلیون اول تمرکز کند، پس از رسیدن به آن نوبت به ۱۰ میلیون بعد میرسد و … تا به ۱۰۰ میلیون تومان میرسد.

داشتن چنین طرز فکری به نظر منطقی‌تر می‌رسد.
چرا که اگر در مدت کوتاهی به هدف مورد نظرتان رسیدید شور و شوق و انگیزه خود را از دست نمی‌دهید و همچنان به دنبال ادامه راه و رسیدن به اهداف بزرگ‌تر هستید.

البته اگر به دنبال اهدافِ خیلی کوچک هم باشید خیلی زود انگیزه خود را از دست می‌دهید و دیگر تمایلی به ادامه راه ندارید. البته فراموش نکنید که در نظر گرفتن اهداف بسیار بزرگ هم می‌تواند سد عظیمی در کار و زندگی شما ایجاد کند و شما را مبدل به فردی بی‌انگیزه و ناامید سازد.

همیشه سعی کنید از نصحیت و تجربه افراد دیگر هم استفاده کنید و به دنبال مشورت با افراد موفق باشید.
واضح و مبرهن است که نباید به دنبال اهداف بسیار بلندپروازانه و دست نیافتنی همچون تعلیم پرواز کردن به یک سگتان یا تبدیل یک فریزر خراب به یک آزمایشگاه هسته‌ای باشید.

اهداف غیر ممکن و تخیلی را از لیست خود حذف کنید تا انرژی خودتان را متمرکزتر بر انجام کارهای موثر کنید. اما این مورد هیچ سنخیتی با داشتن اهداف ایده‌آل و آرمان‌گرا ندارد.

قانون شماره چهار | به خودتان زمان کافی را بدهید
این ضرب المثل قدیمی را که می‌گوید “گر صبر کنی زغوره حلوا سازی” را فراموش نکنید. حقیقت این است که صبر کلید درمان بسیاری از مشکلات است.

البته واضح ومبرهم است که باید نهایت تلاشتان را برای دستیابی به اهداف انجام دهید و تنها صبر کردن رونقی به کار شما نمی‌دهد. سعی کنید زمان لازم برای رسیدن به اهدافتان را درست و دقیق برنامه‌ریزی کنید و عجولانه به دنبال دستیابی به هدف‌ها نباشید قطعا هر کاری نیاز به یک بازده زمانی مشخص دارد و شما باید این مسئله را در نظر بگیرید.

قانون شماره پنج | برای کسب موفقیت برنامه‌ریزی داشته باشید
نگران نباشید اگر رویاهای بسیار واقع بینانه نیست و به نظر دست نیافتنی هست. قطعا دوستان و بستگانی دارید که در این راه به شما کمک می‌کنند. مخصوصا اگر به فکر راه اندازی یک کسب و کار و کارآفرینی باشید، مطمئن باشید کارآفرینان دیگر کمک شایانی به شما خواهند کرد.

به جای اینکه دائم از خود سوال کنید که “چه می‌شود اگر شکست بخورم” از خود بپرسید “اگر موفق شوم چه می‌شود” . مطمئن ترین راه برای قبول یک شکست است ترس از شکست و نگرانی بیخود است.

باید همیشه به دنبال برنامه‌ریزی برای اهدافتان باشید و تمام سعی خود را برای انجام کارهایتان طبق برنامه‌ریزی موردنظرتان انجام دهید.

قانون شماره شش | ریسک کاری خود را بررسی و مدیریت کنید
قطعا اگر برای رسیدن به هدفتان برنامه‌ریزی نداشته باشید دستیابی به آن غیرممکن خواهد بود. شاید از زبان بسیاری شنیده باشید که زندگی غیرقابل پیش بینی است، اما افراد باتجربه معتقدند که تنها مرگ و مالیات غیرقابل پیش‌بینی است.

البته به نظر تنها چیزی که در زندگی غیرقابل پیش‌بینی است مرگ است؛ چون همان‌طور که واقف هستید افراد زیادی هستند که برای پرداخت مالیاتشان اقدامی نمی‌کنند که ممکن است تا اخر عمرشان در زندان بمانند، تحت تعقیب باشند و تا اینکه ماموران دولتی تمام دارایی شان را توقیف کنند !

به هر حال چه بخواهید چه نخواهید در ماموریتتان برای دستیابی به موفقیت، ممکن است.
در برخی موارد ریسک و خطر کنید، اما فراموش نکنید هنگام خطر کردن همه جوانب را در نظر بگیرید تا با ضریب اطمینان بیشتری قدم بردارید و در رسیدن به اهداف و آرمان‌هایتان موفق شوید.

منبع : سوخت جت

نیاز به مشاوره بیشتر دارید؟ برای صحبت با متخصصان ایران تماس بگیرید.
051-37286679 15 دقیقه رایگان

دیدگاه بگذارید

avatar
  اشتراک  
اظلاع از
تاکنون 11579 نفر در دوره های آموزشی موسسه ایران شرکت کرده‌اند!

مرکز تخصصی مهارت های ارتباطی ایران

بولوار سازمان آب، شهید صادقی 21، پلاک 147
05137286679
info@asatiriran.com
محصولات
با ما همراه باشید