خانه » مقالات آموزشی » رفتارشناسی و شخصیت شناسی » میک آپ خود یا همان شخصیت!
تاریخ : ۱۳۹۷/۰۶/۱۴

میک آپ خود یا همان شخصیت!

در میان نظام های جهان هستی, انسان پیچیده ترین آن هاست. طولانی شدن عمر بشر, بالا رفتن دانش و آگاهی های او از جهان و عوامل دیگر در این راستا باعث افزایش پیچیدگی ها شده اند. پیامد تغییرات سریع و آشکار در جوامع امروزی موجب دگرگونی هایی بوده که افسردگی و خشونت در زمره ی آنهاست.
انسان با الگو و یا قالب های مشخصی به دنیای خویش می نگرد, سپس تلاش می کند واقعیت های تشکیل دهنده ی جهان را معنا دهد. او از طرق این الگوها یا شخصیت شکل گرفته به تفسیر جهان می پردازد. هدف های هر فرد بر اساس دریافت های او شفاف تر و گسترده تر باشند, هدف ها نیز پرورش یافته تر خواهند بود.
انسان تا زمانی که در مورد خویشتن, خودشناسی همه جانبه نداشته باشد, نمی داند کجا قرار دارد و مقصدش کجاست, و اگر شناخت از خود, کامل و درست نباشد, نه تنها موفقیتی نصیبش نخواهد شد, بلکه این امکان وجود دارد که به خود و دیگران نیز آسیب برساند.

شخصیت چیست؟

شخصیت بی تردید یکی از بحث های عمده و محوری روانشناسی است, که هدف نهایی همه ی بررسی های مربوط به انسان است. شخصیت , هم بیانگر آن دسته از خصوصیاتی است که در همه ی انسان ها مشترک است.  هم شامل جنبه های پایدارتر و تغییرناپذیر است که گاهی ساختار نامیده می شود و هم شامل جنبه های ناپایدارتر و تغییرپذیرتر, که گاهی فرایند خوانده می شود.
شخصیت شامل آموخته ها ( فرایندهای تفکر ) هیجانات و عواطف ( فرایندهای احساسی ) و رفتارهای شهودی ( فرایندهای حرکتی و غریزی ) است. شخصیت بیشتر به روابط پیچیده ی میان فرایندهای شناختی, عواطف و رفتارهای فرد اهمیت می دهد و سرانجام می توان گفت که این فرایندها با توجه به محرک ها و موقعیت هایی به وجود می آیند که بعضی از آن ها از محیط و بعضی را خود شخص موجب می شود. باید دانست که انسان ها در خلاء عمل نمی کنند, بلکه با توجه به موقعیت ها و شرایط, پاسخ داده و خود را بیان می کنند.
وقتی از شخصیت صحبت می شود. منظور ویژگی های آشکار و پنهان است که در یک انسان متجلی شده اند و اغلب در رفتار او ظاهر می شوند.گرچه این ویژگی ها, رفتارهای فرد را تا حدی ثابت و قابل پیش بینی می کنند, اما شخصیت فرد در طول زمان در دوحالت تغییر و تکامل است.
پس در اغلب نظریات آنچه از انسان به نظر می آید و ملموس است صفات باطنی شخص است که شخصیت وی نامیده می شود.
شخصیت را شاید بتوان اساسی ترین موضوع علم روان شناسی دانست؛ زیرا محور اساسی بحث در زمینه هایی مانند یادگیری, انگیزه, تفکر, عواطف و احساسات, هوش و مواردی از این قبیل است. به عبارت دیگر موارد مذکور اجزای تشکیل دهنده شخصیت به حساب می آیند.
روان شناسانی که به این موضوع علاقه مند هستند, می خواهند بدانند چه چیزی هرفرد را به شخص بی نظیری ( متمایز از دیگران ) تبدیل می کند. خصوصیاتی که او در رفتار خود دارد چیست؟ الگوی عمومی نحوه ارتباط او با دیگران و دیگران با او چگونه است؟
ما درسخنان روزانه خود درباره مردم, در تعامل ها, کار, فعالیت ها و ارتباطات با عناوینی مثل ” سرسخت و پرخاشگر ” یا دارای ” شخصیت جذاب ” صحبت می کنیم, و این نشان می دهد که در تلاشیم چه آگاهانه و چه ناآگاهانه , الگوی ویژگی های رفتاری آنها را مشخص کنیم.

واژه شناسی

لغت شخصیت که در زبان لاتین Personalite و در زبان آنگلوساکسون Personality خوانده می شود, ریشه در کلمه لاتین Persona  دارد. شخصیت بنیادی ترین مفهوم در روان شناسی است. شخصیت مفهومی کلی است که مباحثی چون یادگیری, تفکر, عواطف, احساسات, رشد و هوش را دربر می گیرد.
برخی صاحبنظران در حوزه شخصیت و روان شناسی از کلمه شخصیت تعاریف مختلفی ارائه داده اند. از نظر ریشه ای گفته شده است که کلمه شخصیت معادل  “Personality”انگلیسی یا ” Personalite’   ” فرانسه است که همانطوری که در بالا اشاره شد از واژه لاتین ” Persona ” گرفته شده است که به معنای نقاب و ماسکی بود که در یونان و روم قدیم بازیگران تئاتر بر چهره می گذاشتند. این تعبیر به تلویح اشاره بر این مطلب دارد که او بر چهره خود می زند تا وجه تمایز او از سایرین باشد.
بنابراین, مفهوم اصلی و اولیه شخصیت, تصویری صوری و اجتماعی است و براساس نقشی که فرد در جامعه بازی می کند, ترسیم می شود. یعنی در واقع, فرد از خویشتن به اجتماع خود شخصیتی ارائه می دهد که جامعه براساس آن, او را ارزیابی می کند.
عدم توافق روان‌شناسان درباره ماهیت شخصیت، به اختلاف نظرهای زیادی درباره واژه شخصیت انجامیده است.
و در نتیجه صاحبنظران حوزه شخصیت و روان شناسی از کلمه شخصیت تعریف های گوناگونی ارائه داده اند. در ادامه به برخی از متداول ترین تعاریف اشاره می نماییم.
شخصیت یعنی «مجموعه‌ای از رفتار وشیوه‌های تفکر شخص در زندگی روزمره که با ویژگی‌های بی‌همتا بودن، ثبات (پایداری) و قابلیت پیش بینی» مشخص می‌شود.
شخصیت در یک معنای کلی، یعنی جنبه‌های بی‌همتا و نسبتا پایدار درونی و بیرونی منش فرد، که در موقعیت‌های مختلف بر رفتار وی تاثیر می‌گذارند.

American Psychological Association

شخصیت به تفاوت های فردی در الگوهای مشخصی از تفکر, احساس و رفتار اشاره دارد. مطالعه شخصیت بر روی دو بعد متمرکز است. یکی, درک تفاوت های فردی در مشخصه های خاص هر شخص از قبیل : جامعه پذیری, زودرنجی. و دیگری, درک این موضوع است که چگونه قسمت های مختلف, درهر شخص به صورت یک کل جمع می شوند.

کمپبل Campbell شخصیت، یعنی منش، خصوصیات و تا حدی الگوهای واکنش رفتاری قابل پیش‌بینی که هر فردی چه به صورت خودآگاه و چه به صورت ناخودآگاه، به عنوان سبک و شیوه زندگی از خود نشان می‌دهد. به عبارت دیگر، به مجموعه صفات هیجانی، رفتاری، منش و خصوصیاتی که در شرایط معمولی معرف شخص بوده و برای هر فردی نسبتا ثابت و قابل پیش‌بینی است، شخصیت اطلاق می‌شود. به نظر وی، شخصیت از دو عامل اصلی تشکیل شده است:

خصوصیات ارثی
تجارب زندگی، به خصوص تجارب سال‌های اولیه زندگی.[۳]

گوردون آلپورت طی یک دوران شغلی ثمربخش که بیش از ۴ دهه طول کشید، آلپورت به عنوان یکی از برجسته‌ترین روان‌شناسان حوزه مطالعه شخصیت شناخته شد. در واقع آلپورت، بیش از هر کسی مطالعه شخصیت را از نظر علمی به بخشی مقبول در روان‌شناسی تبدیل کرد. وی بیش از ۵۰ شیوه تعریف شخصیت را مرور کرده و سپس تعریف خود از شخصیت را بدین‌گونه ارایه کرد:
“شخصیت، سازمان پویایی از نظام‌‌های جسمی ـ روانی در درون فرد است که رفتار و افکار ویژه او را تعیین می‌کند”.
هم‌چنین وی، شخصیت را مجموعه عوامل درونی‌ای که تمام فعالیت‌های فردی را جهت می‌دهد، تلقی می‌کند.
آدامز معتقد است، هرگاه که ما از واژه “من” استفاده می‌کنیم اگر دقیقا بدانیم منظورمان چیست و این واژه به چه چیزی دلالت می‌کند، شناخت نسبتا خوبی درباره معنی شخصیت به دست آورده‌ایم.[۴]
راجرز، شخصیت را یک خویشتن(self) سازمان یافته دایمی می‌داند که محور تمام تجربه‌های فرد است.
جی. بی. واتسون در رفتارگرایی، شخصیت را مجموعه‌ای سازمان یافته از عادات می‌پندارد.
جورج کلی یکی از روان‌شناسان شناختی معاصر، روش خاص هر فرد را در جستجو برای تفسیر معنای زندگی، شخصیت او می‌داند.
زیگموند فروید فروید عقیده دارد که، شخصیت از نهاد(id)، خود(ego) و فراخود(super ego) ساخته شده است.
برداشت‌های متفاوت از مفهوم شخصیت به وضوح نشان می‌دهد که با گذشت زمان، معنای شخصیت از مفهوم اولیـه آن که تصویری ظاهری و اجتماعی بود، بسیار گسترده‌تر شده است. در حال حاضر، شخصیت به روند اساسی و پایدار فرد انسانی اطلاق می‌شود. در اکثر تعاریف، بر وجود تفاوت‌های شخصیتی بین افراد تاکید شده است. البته می‌توان بر اساس تعاریف فوق، تعریف نسبتا جامعی از شخصیت بدین صورت ارایه داد که:
“شخصیت عبارتست از، مجموعه‌ای سازمان یافته و واحدی متشکل از خصوصیات نسبتا ثابت و پایدار که یک فرد را از افراد دیگر متمایز می‌سازد”.[۵]
در پایان این بخش به یک دسته بندی کلی از شخصیت اشاره می کنیم.
۱-شخصیت اخلاقی : مقصود آن جنبه از جنبه شخصیت آدمی است که خیر و شر را از هم تشخیص می دهد و راهنمای او در زندگی است, بطوری که بتواند در برابر مقررات اجتماعی اعمال و رفتار خود را توجیه کند. در روان شناسی کار این گونه از شخصیت بسیار مهم است.
۲-شخصیت حقوقی : جامعه به طور خودکار برای هرفرد, وظایفی را معین کرده است که باتوجه با این وظایف, شخص می تواند از مزایای آن جامعه برخوردار شود. کسی که قانون های اجتماعی را مراعات می کند, دارای شخصیت حقوقی است.
۳-شخصیت از نظر فلسفی : درباره شخصیت از بعد فلسفی اغلب فلاسفه بحث های دارند, اما کانت فیلسوف آلمانی و , رنوویر دانشمند فرانسوی درباره شخص و شخصیت بحث بیستری کرده اند و آنرا از ابعاد درونی آدمی دانسته اند.

نویسنده: مسعودحسینی

 

رامین کاوه
رامین کاوه
شجاعت استفاده از خرد خودتان را داشته باشید
دوره G
تاکنون 11579 نفر در دوره های آموزشی موسسه ایران شرکت کرده‌اند!

مرکز تخصصی مهارت های ارتباطی ایران

بولوار سازمان آب، شهید صادقی 21، پلاک 147
05137286679
info@asatiriran.com
محصولات
با ما همراه باشید