خانه » مهارت های ارتباطی » مهارت های زندگی » مطالب انگیزشی » دستورالعمل گام‌به‌گام برای تبدیل رویا به واقعیت – قسمت سوم
دسته : مطالب انگیزشی ، مهارت های ارتباطی ، مهارت های زندگی          تاریخ : ۱۳۹۸/۰۲/۲۲

دستورالعمل گام‌به‌گام برای تبدیل رویا به واقعیت – قسمت سوم

گام چهارم تماما ذهنی است…

چرا باید هر روز این عبارت تاکیدی را با خودتان تکرار کنید :

«معتقدم که امروز، جهان نقشه ریخته تا خیرخواه من باشد»

در این قسمت میخوانید…

سری مقالۀ «دستورالعمل گام‌به‌گام برای تبدیل رویا به واقعیت» در مجموعه‌ای قدم‌به‌قدم و درست مانند یک راهنمای شخصی شما را از صفر تا صدِ رسیدن به هدفتان همراهی خواهد کرد.

در این مجموعه تمرینات ساده اما تاثیرگذاری ارائه می‌شوند که عمل کردن به آن‌ها به راستی می‌تواند زندگی‌تان را متحول کند. اصول ارائه شده در این سری‌مقاله به قدری جامع و دقیق است که می‌توانیم از آن به عنوان شاه‌کلید رسیدن به رویاها یاد کنیم و این تضمین را بدهیم که در صورت عمل کردن مداوم و منظم به توصیه‌ها به مرور شاهد پیوستن بزرگ‌ترین رویاهایتان به واقعیت خواهید بود.

برای قسمت سوم آماده‌اید؟ مستقیم برویم سراغِ…

» گام چهارم
به قدرت باورها آگاه باشید

ناپلئون هیل در جایی می‌نویسد: «هر آنچه که ذهن بتواند تصور و باور کند، دست‌یافتنی است»
درواقع ذهن چنان ابزار قدرتمندی است که می‌تواند عملاً هر چیزی را که بخواهید در اختیار شما بگذارد. اما باید اول «باور کنید» که دستیابی به اهدافتان شدنی است.

اگر مروری بر زندگی برخی ازموفق‌ترین افراد تاریخ بیندازید متوجه خواهید شد که اکثر این افراد روزی (بعضی‌هایشان در کودکی) در تصورات خود لحظۀ رسیدن به موفقیت‌هایشان را مرور کرده‌اند. مثلا قبلا در مقاله زندگینامه «رالف لورن» و یا «کنارد هیلتون» خواندید که آنها از کودکی آنچه را که میخواستند، باور کرده‌اند که به آن میرسند.

بسیاری از ورزشکاران جهانی، بازیگران یا کارآفرینان بزرگ دنیا در خاطرات خود گفته‌اند که روزی باور داشتند که به هدفشان دست پیدا کرده‌اند؛ آن‌ها مدال طلای المپیک، جایزۀ اسکار و تاسیس کمپانی خودشان را از قبل دیده بودند، به آن باور داشتند و برایش برنامه‌ریزی کرده بودند.

درواقع آن‌ها (به صورت آگاهانه یا ناآگاهانه) از تکنیکی که امروزه با نام Visualization شناخته می‌شود استفاده می‌کردند. تکنیکی که ثابت شده است که می‌تواند یکی از بهترین راه‌های ساخت باورها باشد و قبلا در مقاله «چطور سرنوشت تان را پیشگویی و اگر خواستید تغییر دهید» راهکارهایش را خواندید.

اما اگر به جمله‌ای که مقاله را با آن شروع کردیم نگاه دوباره ای بیندازید متوجه خواهید شد که ناپلئون هیل واژۀ «تصور» را پیش از واژۀ «باور» به کار برده و این مسئله نشان از اهمیت تصور دارد.

پس، چرا شما از این تکنیک فوق‌العاده استفاده نکنید ؟

دیر یا زود، کسانی پیروز خواهند شد که باور می‌کنند می‌توانند پیروز بشوند.

» آنچه خوبان همه دارند !

اگر می‌خواهید در خلق رویاهای زندگی‌تان موفق باشید، باور کنید که توان تحقق این رویاها را دارید.
باید باور داشته باشید که توان لازم را دارید و می‌توانید آن را به کار بگیرید. همه کار کنید تا خودتان را باور کنید. حالا اسمش هرچه که می‌خواهد باشد، عزت نفس، اعتماد به نفس یا خودباوری.

فارغ از تمام اسم‌ها، منظور ما آن باور عمیقی است که شما توانایی‌ها، منابع درونی، استعدادها و مهارت‌های لازم را برای خلق نتایج دلخواه دارید؛
ماکس لوکادو می‌گوید :

«شما بر اثر حادثه به دنیا نیامده‌اید.

یک محصول انبوه نیستید و روی خط مونتاژ ساخته نشده‌اید.
با برنامه‌ریزی خلق شده‌اید. مورد الطاف ویژه بوده اید و با عشق و محبت
از سوی بزرگ‌ترین استادکار عالم بر روی زمین قرار گرفته‌اید.»

» خودباوری ذاتی نیست

خودباوری یا همان اعتماد به نفسِ خودمان، یک انتخاب است؛ یک طرز فکر است و به مرور زمان شکل می‌گیرد. درست است، حضور والدین مثبت و حامی، کمک شایانی می‌کند، اما واقعیت این است که اکثر ما والدین معمولی‌ای داشته‌ایم که ناخواسته همان عقاید محدود کننده و شرایط منفی را که خودشان با آن بزرگ شده‌اند را به ما منتقل کرده‌اند.

درواقع خیلی از افراد موفق هم همین شرایط را داشته‌اند، اما آن‌ها چون عادت به سرزنش کردن دیگران ندارند (همانطور که در گام سوم توضیح دادیم)، به جای گِله کردن از وضع موجود، دنیای خودشان را ساخته‌اند.

» حالا نوبت شماست

اگر می‌خواهید چهارمین گام بزرگ را در راه رسیدن به موفقیت بردارید، باید از همین لحظه که در حال خواندن این مقاله هستید دست‌به‌کار شوید. همین حالا چشمانتان را ببندید، به این فکر کنید هرچیزی که ذهنتان بخواهد را می‌توانید انجام دهید. خودتان را در وضعیتی ببینید که به صورت تمام و کمال به درونی‌ترین و بزرگ‌ترین خواسته‌هایتان دست پیدا کرده‌اید.

تکرار می‌کنیم: «به صورت تمام و کمال» !

ممکن است در دفعات اول این فکر برایتان کمی مشکل باشد یا احساسی داشته باشید که شما این توانایی را ندارید. این کاملا طبیعی است. این احساس ناشی از تمام «نمی‌توانی» هایی است که از کودکی تا به حال شنیده‌اید.

خبر خوب این‌که با کمی تداوم و تکرار هر روزۀ این طرز فکر می‌بینید که چگونه به مرور همه چیز عوض می‌شود و خودباوری در وجودتان مانند یک گیاه زیبا شروع به رشد کردن می‌کند.

بد نیست بدانید که آخرین تحقیقات درمورد مغز نشان می‌دهد که با گفتارهای درونی مثبت و تجسم مثبت‌اندیش، همراه با مطالعه و تمرین همه می‌توانند یاد بگیرند که هر کاری را انجام دهند.

» مهم‌تر از استعداد

آمار نشان می‌دهد که خودباوری از استعداد و تحصیلات مهم‌تر است.
خیلی از افرادی که به موفقیت‌های بزرگ دست پیدا کرده‌اند هر یک به نوعی اذعان داشته‌اند که با استعداد ترین فرد در حوزۀ فعالیت خود نبوده‌اند، چیزی که آن‌ها را تبدیل به اسطوره‌های موفقیت کرده خودباوری آن‌ها بوده است.

این افراد باور داشته‌اند که می‌توانند در جایگاهی که می‌خواهند بدرخشند، آن‌ها همین کاری که در این لحظه شما در حال انجام آن هستید، مطالعه، تمرین و تلاش کرده‌اند و حالا جزو موفق‌ترین افراد دنیا هستند.

در صورتی که شما همراهان ارزشمند پروژۀ سوخت جت اعلام کنید، می‌توانم در مقاله‌ای جداگانه مثال‌هایی درخشان از افرادی بیاورم که در گذشته هرگز کسی فکر نمی‌کرد روزی بتوانند با شرایط و وضعیتی که دارند خوابِ روز خوش را ببینند، اما حالا در بلندترین قله‌های موفقیت و خوشبختی ایستاده‌اند.

در صورتی که تمایل به شناختن این افراد دارید در پایان همین مقاله و در بخش نظرات ما را آگاه کنید تا نگارش آن را شروع کنیم.

» قدرتمند‌ترین نیروی منفی روان بشر

عبارت «نمی‌توانم» چیزی است که پل آر شیل در جایی آن را به درستی قدرتمندترین و مخرب‌ترین نیروی روان بشر معرفی می‌کند. اگر می‌خواهید به موفقیت برسید، این عبارت و تمام هم‌خانواده‌های آن از قبیل : «ای کاش می‌توانستم» را ببوسید و بگذارید کنار.

مغز شما طراحی شده که هر مشکلی را حل کند و به هر هدفی برسد؛ حتی پیش‌تر مقاله‌ای در مورد چگونگی عملکرد بخش RAS مغز را در مقاله «با فرمول موفقیت کشف شده توسط علم عصب شناسی ساده تر موفق شوید» تقدیم‌تان کردم.

کلماتی که شما به آن فکر می‌کنید و بر زبان می‌آورید، به راحتی روی جسمتان اثر می‌گذارند.
این تاثیر چنان هوشمندانه و آهسته است که خیلی وقت‌ها متوجه آن نخواهید شد؛ پس این نکته را هنگام برداشتن سومین گام در راه موفقیتتان هرگز فراموش نکنید:

به نفع خود فکر کنید…
طوری فکر و عمل کنید که انگار باور دارید هرچیزی ممکن است.

» نظر و باور خود شما؛
مهم‌ترین نظر و باور در تمام جهان هستی…

اگر قرار بود باور دیگران نسبت به ما و رویاهای‌مان پیش شرط موفقیت ما باشد، اکثر ما هرگز به جایی نمی‌رسیدیم.

شما باید تصمیم خود را در مورد چیزی که می‌خواهید، بر اساس خواسته‌ها و اهداف «خودتان» بنا کنید، نه اهداف، خواسته‌ها، نظرات و قضاوت‌های پدر و مادر، دوستان، همسر، فرزندان و همکارانتان. نگران آن‌چه که دیگران راجع به شما فکر می‌کنند نباشید و فقط و فقط به حرف قطب‌نمای درونی وجودتان توجه کنید.

یک باور طلایی:
حالا که هدف و خودتان را باور کردید می‌خواهیم از یک باور شگفت‌انگیز رونمایی کنیم تا مبحث باورها را به بهترین و کامل‌ترین شکلش تمام کرده باشیم.

بدگمانی معکوس…
این باور، نسخۀ محرمانۀ خیلی از انسان‌های خوشبخت و موفق است که اگر شما هم آن را به کار ببندید می‌توانید مطمئن باشید که چهارمین گام در راه تبدیل رویا به واقعیت را استادانه و با صلابت برداشته‌اید.

خیلی از افراد موفق دنیا درست عکس یک انسان بدبین فکر می‌کنند. آن‌ها به جای این‌که فکر کنند دنیا در پی آزار و اذیت آن‌هاست، باور دارند که جهان خوشبختی آن‌ها را می‌خواهد.

آن‌ها به جای منفی‌بافی دربارۀ حوادث سخت و چالش برانگیز، واقعیت را می‌بینند؛ یعنی به این فکر می‌کنند که این حوادث به آن‌ها غنا می‌بخشد، قدرت می‌دهد و به پیشبرد آرمان‌هایشان کمک می‌کند. عجب باور مثبت و خارق‌العاده‌ای!

«من همیشه برعکس یک آدم بدگمان عمل کرده‌ام. طوری رفتار می‌کنم که انگار همه نقشه کشیده‌اند تا به خوشبختی من کمک کنند !»
-استن دِیل Stan Dale (بنیان گذار موسسۀ آگاهی بشر و نویسندۀ کتاب «خیال پردازی و ارمغان آزادی»

» حوادث بد، خروجی خوب !

ناپلئون هیل در جایی می‌نویسد: «هر حادثۀ منفی در بطن خود، بذری از یک امتیاز معادل و یا حتی بزرگ تر دارد»

فکرش را بکنید که موفقیت در زندگی چقدر ساده‌تر می‌شود اگر مدام انتظار داشته باشید که جهان از شما حمایت کند و به شما فرصت بدهد… درواقع افراد موفق دقیقاً چنین استنباطی دارند.

همین موج مثبت انتظارات این افراد باعث می‌شود که تجارب و شرایط مطلوب و مورد انتظارشان جذب زندگی آن ها شود. ناگهان موانع و منفی‌بافی‌هایی که به «همه از من بدشان می‌آید» منتهی می‌شوند به فرصت‌هایی برای رشد، تغییر و موفقیت تبدیل می‌شوند، اگر ناگهان ماشینتان کنار جاده خراب شد، به جای این تصور که الان یک قاتل سریالی مانند مرحوم «خفاش شب» به سراغتان می‌آید، به این فکر کنید که شاید کسی برای کمک بیاید که بعدا تبدیل به بهترین دوست‌تان شود.

اگر به خاطر تعدیل نیرو کارتان را در شرکت از دست دادید، به جای فکر کردن به انواع بدبختی و بی پولی و مسافرکشی به این فکر کنید که شاید این اتفاق برایتان افتاده تا وارد شغل ایده‌آل‌تان شوید و زندگی‌تان زیرورو شود.

» به زندگی خود و اطرافیانتان نگاه کنید

آیا در برهه‌ای از زندگی اتفاق وحشتناکی برای‌تان نیفتاده که بعدها آن را یک موهبت الهی بدانید؟
برای شخص من این اتفاق بارها افتاده است. یکی از این موارد را برایتان شرح می‌دهم :

اولین تصادف زندگی‌ام یک تجربۀ تمام عیار و فراموش‌نشدنی بود.
سال ۸۸، تهران، بزرگراه جناح جنوب (فلکۀ دوم صادقیه به سمت میدان آزادی). من از وقتی یادم می‌آید رانندۀ خوبی بودم اما آن روز در بزرگراه جناح انگار همۀ عوامل عالم دست به دست هم داده بودند تا من ترسناک‌ترین و پراسترس ترین تجربۀ زندگی‌ام تا آن زمان را از سر بگذرانم.

تصادف با عابر، درست زیر پل عابر مکانیزه. خانمی در حال دویدن از عرض اتوبان بوده که ناگهان از جلوی کامیونی که در کنار من در حرکت بود ظاهر می‌شود و … بوم. یک انسان مقابل من به هوا پرت شد و به زمین کوبیده شد. دنیا برایم تیره و تار شد و حالا من خود را یک قاتل میدیدم. من به کلانتری منتقل شدم تا وضعیت او مشخص شود. خوشبختانه چند ساعت بعد از اورژانس خبر رسید برای آن خانم به جز یک آسیب دیدگی در مچ دست اتفاق دیگری نیفتاده است و کمی بعد تر متوجه شدم من در آن تصادف مقصر شناخته نشدم. به خیر گذشته بود اما اثرات ناشی از آن شوک وحشتناک تا چند هفته در ذهن من باقی بود.

چند روز بعد که داشتم به علت‌های این تصادف فکر می کردم یاد حرفی از دوستی افتادم که عذاب وجدان می‌تواند باعث به وقوع پیوستن اتفاقات منفی در زندگی شود و من آن روز از ده دقیقه پیش از تصادف به خاطر مسئله‌ای دوستانه سراسر عذاب وجدان بودم.

همین مسئله باعث شد طبق میل سرکش همیشگی‌ام کمی تحقیق کنم و به کتابی از «کالوین اس هال» برسم تحت عنوان «مقدمات روانشناسی فروید»؛

در کتاب فوق مبحثی مطرح شده بود که در آن پس از توضیح درمورد نهاد، من و فرامن از تنبیه‌های روان‌شناختی فرامن صحبت شده بود و درست همینجا بود که فهمیدم گفته‌های آن دوست صحت داشته است.

نویسنده در آنجا توضیح داده بود که چطور احساس عذاب وجدان می‌تواند اتفاقات ناخوشایند را در زندگی ما به وجود بیاورد؛ در زیر عکسی از همان صفحه از همان کتاب را مشاهده می‌کنید. فکر می‌کنم از هایلایت‌ها مشخص باشد که موضوع چقدر برایم با اهمیت بوده است :

روانشناسی

این مسئله اولین و زیباترین برخورد من با مباحث روان‌شناختی بود و همینجا بود که به علاقۀ خود به مسائل اینچنینی پی بردم و سنگ بنای مطالعات بیشترم در این زمینه را گذاشتم و درست بعد از خواندن این کتاب و این صفحه مسیر زندگی خود را یافتم.

اگر آن تصادف اتفاق نمی‌افتاد هرگز با مسائل مربوط به روان بشر آشنا نمی‌شدم و اکنون شاید در حال هر کار دیگری بودم به جز نگارش این مقاله… پس آن تصادف برای من خیری بزرگ در دل خود داشت که در آن لحظه حتی به فکرم هم خطور نمی‌کرد.

اتفاقات اینچنینی در زندگی همۀ ما وجود دارند و کافی است کمی عمیق تر نگاه کنیم و آن‌ها را پیدا کنیم.
این اتفاق باعث درک این مسئله می‌شود که در هر شری میتواند شوری وجود داشته باشد؛ با تقویت این باور در خود کم کم متوجه می‌شود که چگونه واقعا همۀ عالم بسیج هستند تا شما به خوشبختی برسید.

در پایان این بخش قصد دارم از یک تمرین فوق‌العاده ساده اما موثر برایتان بگویم که خودم مدت‌ها از آن استفاده کرده‌ام و نتایج خوبی گرفته ام. هرروزتان را با تکرار این عبارت آغاز کنید :

«معتقدم که امروز، جهان نقشه ریخته تا خیرخواه من باشد»

منبع : سوخت جت

نیاز به مشاوره بیشتر دارید؟ برای صحبت با متخصصان ایران تماس بگیرید.
051-37286679 15 دقیقه رایگان

دیدگاه بگذارید

avatar
  اشتراک  
اظلاع از
تاکنون 11579 نفر در دوره های آموزشی موسسه ایران شرکت کرده‌اند!

مرکز تخصصی مهارت های ارتباطی ایران

بولوار سازمان آب، شهید صادقی 21، پلاک 147
05137286679
info@asatiriran.com
محصولات
با ما همراه باشید