خانه » مقالات آموزشی » استرس » چطور به استرس کارت قرمز بدهیم؟ – بخش سوم
تاریخ : ۱۳۹۷/۰۶/۱۲

چطور به استرس کارت قرمز بدهیم؟ – بخش سوم

فن بیان درمشهد

همه ما دوست داریم در زندگی روزمره استرس جایی نداشته باشد یا بهتر است به شکلی باشد که اصلا این استرس که شیرینی زندگی را از بین میبرد وجود نداشته باشد و برای همیشه ناپدید شود.

این آرزوی خیلی از افراد است ولی آرزو محال و البته اشتباه. چون اگر این اتفاق می افتاد انسان هرگز موفق به کشف مکانهای فوق‌العاده نمی شد یا هیچ اختراع خوب و مفیدی صورت نمی گرفت و یا حتی از همه اینها مهمتر نسل بشر سالها پیش از بین میرفت.

بله کاملا درست است اگر استرس وجود نداشت نسل انسان منقرض میشد که دراین مقاله درباره مزایای استرس صحبت خواهیم کرد.

اکثر افراد استرس را بعنوان یک دشمن یا حداقل یک اخلالگر می‌شناسند که با شنیدن این کلمه یا احساس کردن آن گارد دفاعی میگیرند و در صدد حذف و از بین بردن آن بر می‌آیند. این عکس العمل در مقابله با استرس مزمن یا منفی منطقی است ولی پیش از هر چیز باید استرس را بشناسیم تا براساس آن رفتار درستی در برابرش داشته باشیم.

استرس یک مکانیزم دفاعیست که بدن را در برابر خطر شناسایی شده حفظ میکند و به همه سیستمها و اعضای بدن دستور می‌دهد در حداکثر آمادگی باشید تا خطر را دفع کنیم. بعنوان مثال هنگام عبور از یک خیابان شلوغ اگر استرس وجود نداشت انسان بدون توجه و نگرانی از چیزی از خیابان عبور میکرد(مثل زمانی که در پارک راه میرویم) که ممکن است نتیجه آن تصادف با خودروها باشد. در حالی که هنگام عبور از یک خیابان شلوغ مغز پس از فرمان ترشح یک سری از هورمونها عضلات را برای حرکت سریع تر, چشم‌ها را برای بهتر دیدن کامیونی که انتهای خیابان است دوچرخه سواری که در نزدیکی شماست خانم مسنی که از سمت مقابل حرکت میکند چراغ راهنمایی و خط کشی عابرپیاده, گوش‌ها برای شنیدن حرکت اتوموبیل‌ها یا بوق ممتد که نشانه خطر است و حتی تمرکز برای اینکه فقط به موضوع رد شدن از خیابان فکر کنیم و حواسمان به چیز دیگری پرت نشود را فعال‌تر و قدرتمند‌تر می‌کند.

یا مثال دیگر فردی که هیچ استرسی برای پاس کردن چک سنگین ماه آینده اش نداشته باشد. مسلما مشخص است نتیجه چیست. در حالی که مکانیزم استرس فرد را وادار میکند حسابش را پر کند حتی اگر لازم باشد کار بیشتری انجام دهد.
استرس نیروی محرک انسان است که به او فرمان می‌دهد از خطرها مصون بمان, کارها را بهتر انجام بده, شرایط را بهتر کن و در مجموع میگوید ساکن و ثابت نمان و به قول خودمون یک تکونی بخودت بده !!!

پس تا اینجا آنقدرها هم که به نظر میرسد استرس اخلال گر نیست و در واقع کمک به بدن و شرایط زندگی ما می‌کند. نظریه تکمیلی دراین خصوص توسط والتر کانن فیزیولوژیست معروف ارائه شد که به ما در درک استرس کمک میکند. او معتقد است زمانی که بدن خطری را درک میکند دو گزینه پیش روی ما میگذارد جنگ یا گریزکه به نظریه پاسخ جنگ یا گریز (fight-or-flight response ) او معتقد است در رویارویی با خطر بدن انتخاب می‌کند که بماند و با خطر بجنگد یا گزینه بهتری وجود دارد و می‌تواند فرار کند. این تصمیم گیری در کسری از ثانیه اتفاق می افتد و با این کار خود را در مقابل ضررهای احتمالی حفظ میکنیم.

تصور کنید در جنگل در حال پیاده روی هستید که ناگهان در فاصل ۲۰ متری خود یک خرس قهوه‌ای وحشتناک را میبینید. در همین لحظه او هم متوجه حضور شما میشود و چشم در چشم هم میشوید. اولین اتفاقی که میوفتد این است که از حرکت می‌ایستید و به راه خود ادامه نمیدهید و بعد از آن پاسخ جنگ یا گریز در ذهن مطرح میشود. مغز به سرعت همه شرایط را بررسی میکند: اندازه رنگ و رفتار خرس, فاصله , نوع پوشش گیاهی, اسلحه های دفاعی موجود, میزان مهارت من برای مبارزه با خرس …. و  در مدت زمان بسیار کم تصمیم میگیرد که مبارزه کند یا فرار کند ؟!؟ من اگر جای شما بودم گزینه دوم را انتخاب میکردم نه به این خاطر که نمیتونم با خرس مبارزه کنم, نه !!! فقط فعلا حسش نیست …… که احتمالا شما هم همین گزینه را انتخاب میکنید چون مغز فاصله مناسب و احتمالا سرعت کمتر خرس بخاطر چاق بودنش را دلایل کافی برای فرار می‌داند. پس تمام اعضای بدن بسیج میشوند تا از دست خرس فرار کنید. ضربان قلب برای خون رسانی بیشتر افزایش می یابد, گوش ها بهتر میشنوند تا صدای خرس از پشت سر شنیده شود, پاها شروع به دویدن میکنند حتی سریع‌تر از گذشته تا از خطر دور شوید و اینگونه مغز پاسخ گریز را انتخاب میکند. ولی تصور کنید خرس داستان ما تصمیم به تعقیب شما میگیرد و پس مدتی فرار به محلی میرسید که در یک سمت پرتگاه بسیار عمیق و مرگبار و در سمت دیگر خرس که شمارا محاصره کرده است. اینجا مغز دوباره همه شرایط را بررسی میکند. میزان عصبانیت خرس, وضعیت جسمانی خود, چوبدستی که روی زمین افتاده و یا حتی احتمال زنده ماندن در صورت پریدن به پرتگاه. بعد از بررسی خیلی سریع مغز به این نتیجه میرسد تنها راه فرار یعنی پریدن به داخل پرتگاه مرگبار است و احتمال زنده ماندن بسیار بسیار ضعیف پس هیچ گزینه ایی جز جنگ و مبارزه باقی نمی ماند. دوباره بدن به حداکثر توانمندی میرسد چوبدستی را برمیدارد و خودرا آماده مبارزه میکند. نتیجه مبارزه با خرس مشخص نیست ولی مغز تشخیص داده در این راه احتمال زنده ماندن بیشتر از پریدن است. برای اینکه مقاله خیلی دردناک به پایان نرسد تصور کنید از شدت ترس درحال لرزیدن هستید که ناگهان خرس به علت خستگی زیاد غش میکند و می افتد روی زمین و شما به راحتی از کنارش عبور میکنید و به منزل برمیگردید. درسته آخرش هندی تموم شد ولی اینجوری هیچکس نمیمیره.

این شرح اتفاقاتی است استرس بوجود می‌آورد یک مکانیزم دفاعی که با تحریک دیگر اعضا از بدن محافظت میکند ولی در زندگی شهر نشینی امروز اتفاقات زیادی وجود دارد که این مکانیزم را فعال میکند مثل :
تولد مادرم که ماه آیندست و نباید فراموشش کنم
باید زودتر برسم خونه و برای بچه‌هام غذا درست کنم
این ترافیک لعنتی نمیذاره بموقع برسم به جلسه ام
اوه اوه بیست‌و پنجم ماه و آخر ماه باز اجاره خونه ست و….

که در خیلی از مواقع مغز را بر سر دوراهی جنگ یا گریز قرار میدهد مثل :
وااای فردا باید برای ۱۰۰ نفر سخنرانی کنم ولش کن خودمو میزنم به بیماری‌و نمیرم (فرار)

مادرم گیر داده آخر هفته باید بریم خواستگاری دختر همکارش من میترسم پس میگم رییسم تا دیر وقت گفته باید اضافه کاری کنین (فرار)
ای بابا این دفعه سوم دارم امتحان رانندگی رد میشوم آبروم رفت دیگه !!! ولی دفعه بعدی حتما قبول میشم (جنگ)

درباره خطر صحبت کردیم ولی سوالات اساسی : خطر چیست ؟
چه کسی برای ما تعریف میکند که چه چیزی خطر هست و چه چیزی خطر نیست ؟
آیا سخنرانی در مقابل جمع به اندازه همنشینی با یک شیر درنده خطرناک است ؟
پس چرا در هر دو حالت بدن خطری را شناسایی میکند و مکانیزم استرس فعال میشود ؟
پاسخ این سوالات را در مقاله بعد همراه ما باشید.

نویسنده : رضا محصل

 

رامین کاوه
رامین کاوه
شجاعت استفاده از خرد خودتان را داشته باشید
مطالب زیر را حتما بخوانید
تاکنون 11579 نفر در دوره های آموزشی موسسه ایران شرکت کرده‌اند!

مرکز تخصصی مهارت های ارتباطی ایران

بولوار سازمان آب، شهید صادقی 21، پلاک 147
05137286679
info@asatiriran.com
محصولات
با ما همراه باشید