خانه » مهارت های ارتباطی » مهارت های زندگی » مطالب انگیزشی » آیا انسان میتواند پشیمان نشود؟ داستانی تخیلی که زندگی واقعی تان را دگرگون میکند
دسته : مطالب انگیزشی ، مهارت های ارتباطی ، مهارت های زندگی          تاریخ : ۱۳۹۸/۰۲/۰۸

آیا انسان میتواند پشیمان نشود؟ داستانی تخیلی که زندگی واقعی تان را دگرگون میکند

پشیمانی در زندگی

آیا در زندگی کارهایی کردید که از انجام آن پشیمان هستید؟
آیا در زندگی کارهایی نکردید از این بابت پشیمان هستید؟
آیا فکر میکنید میتوانستید زندگی بهتری داشته باشید؟

قبل از اینکه پاسخ قطعی بدهید، شما را دعوت میکنیم یک داستان کوتاه و جالب و فوق العاده ساده(!) بخوانید :

بعد از خواندن این داستان ممکن است آدم قبلی نباشید !

دو برادر بودند که در زیر یک درخت قدیمی بدنیا آمده و بزرگ شده بودند، آنها همیشه باهم بازی میکردند. هر دو عاشق و آزاد بودند. آنها با همدیگر سفرهای دور و درازی میرفتند، تپه ها را فتح میکردند و از رودخانه های پرخروش عبور میکردند و ماجراجویی شان باهمدیگر بود.

آنها در عالم کودکانه با هیولاها و اژدهای خبیث مبارزه میکردند و بر آنها پیروز میشدند و شب ها پدر پیرشان آنها را در تخت خواب با گفتن داستان های نسل های گذشته می خواباند.

پدر این دو برادر سال ها بعد میمیرد و این دو برادر ناگهان تنها میشوند. در مراسم خاکسپاری پدر، پسر بزرگ درحالی که به زور بغض اش را نگه داشته بود برادر کوچکتر غرق در اشک شده بود.

یک سال بعد، برادر کوچکتر تصمیم میگیرد به سفر برود.
برادر بزرگ تر با او نمی رود. او میماند تا از مزارع و زمین زراعت پدرشان مراقبت کند.

این دو برادر زیر سایه همان درخت همیشگی، با همدیگر خداحافظی میکنند و برادر کوچکتر میرود تا خودش را پیدا کند و دنیا را کشف کند. آنها خداحافظی میکنند و این اخرین بار بود که دو برادر با همدیگر زیر سایه آن درخت بزرگ قدیمی ایستاده بودند.

سال ها میگذرد و برادر بزرگ تر کشت و برداشت هرساله را انجام میدهد. ازدواج میکند و در خانه امن شان زندگی بی دردسری را میگذراند. خانه ای که یک روز پدر و برادرش هم آنجا بودند.

هر روز بعد از ظهر، با غروب خورشید، برادری که بر زمین زراعتی کار میکرد، رو به کوه های دور دست می ایستد و افسوس میخورد که چرا با برادرش به سفر و ماجراجویی نرفت. برادرش اکنون آزاد است هرکاری بخواهد انجام دهد، هرکجا که میخواهد برود، اما او باید هر روز کار کند.

سال ها میگذرد تا اینکه برادر جوان تر که اکنون سن و سالی ازش گذشته به خانه برمیگردد و برادرش را زیر همان درخت قدیمی ملاقات میکند.

حالا زیر این درخت، دو پیرمرد خردمند ایستاده اند.

برادر بزرگتر از زندگی روستایی اش میگوید؛ بدون هیچ هیجان و ماجراجویی. او فقط کار میکرده و زندگی اش را ادامه میداده و به برادر جوان تر از حسرتی میگوید که سال ها در دل اش نگه داشته بود… او آرزو میکرد برگردد به چند دهه قبل و با برادر جوان تر دنیا را کشف میکرد.

اما برادر جوان تر ساکت نمی ماند و از چشم انداز ها و ماجراجویی هایی که داشت، سختی هایی که در این سالها کشیده بود میگوید. برادر جوان تر از روزهایی میگوید که در تنهایی باید زیر سیل باران بدون هیچ سرپناهی میخوابید و همیشه به فکر این بود که «برادرم در آسایش و آرامش زیر سقف خانه میخوابد، و من الان زیر سیل باران، در هوای سرد بدون هیچ دوست و آشنایی در تنهایی میخوابم»

برادر جوان تر اعتراف میکند سختی های زیادی کشیده و گفت «باور کن برادر، تنهایی از هر دردی بدتر است.»

برادر بزرگتر آهی میکشد و میگوید «برادر چه زندگی مصیبت باری داشتیم… تو جای من نبودی و من جای تو نبودم»

برادر کوچکتر سکوت اختیار میکند و سپس به آرامی رازی را با برادر بزرگتر در میان میگذارد، او میگوید : «برادر، هرکس که میرود و هرآنکه می ماند، هر دو پشیمان میشوند، در هر صورت…»

شاید پس از خواندن این داستان، نتیجه گیری هایی از زندگی خودتان کرده باشید؛
بعضی از شماها ممکن است با خودتان فکر کرده باشید اگر زندگی کارمندی تان را ادامه دهید، همانند برادر بزرگتر داستان همیشه پشیمان خواهید شد که چرا ماجراجویی زندگی را تجربه نکردید.

بعضی دیگرتان مانند برادر جوان تر ممکن است از تصمیمی که گرفتید تا زندگی سخت تری داشته باشید، پشیمان شده باشید.

اما اجازه بدهید نکته ای را با شما در میان بگذاریم؛ داستانی که خواندید ریشه ای عمیق در فلسفه دارد و نه تنها دغدغه فکری ما انسان های معمولی بلکه فلاسفه بزرگ دنیا نیز بوده است. اما آیا چاره ای برای آن پیدا شده است؟

سورن کی‌یرکگور فیلسوف مسیحی دانمارکی، کسی که با وجود، انتخاب و تعهد یا سرسپردگی فرد سروکار داشت و اساسا بر الهیات جدید و فلسفه تاثیر گذاشت میگوید :

«تمام و کمال میتوانم ببینم؛ دو شرایط ممکن وجود دارد – یک نفر میتواند این کار را انجام دهد، یا آن کار را انجام دهد. پیشنهاد من این است : انجامش دهید، یا نه – پشیمان خواهید شد»

این جمله معروف از کتاب «یا این – یا آن» سورن است و معنای آن واضح و روشن است : مهم نیست چه کاری انجام میدهیم، به هرحال از کاری که نکردیم پشیمان خواهیم بود !

و البته سورن کی‌یرکگور جملاتش را اینجا تمام نمیکند، او ادامه میدهد : «دردناک ترین وضعیت، زمانی است که آینده ای را به خاطر می آوریم که هیچوقت نخواهیم داشت.» در واقع، سورن به ما سعی داشته نتیجه تحقیقات محققین امروز را بگویید :‌«نگرانی، حاصل سردرگمی در تصمیم گیری است»

چرا طبق آمار افراد ثروتمند، فرزندانی معمولا افسرده دارند؟ درحالی که فرزندان افراد فقیر که در مناطق فقیر نشین زندگی میکنند، به نسبت در زندگی خوشحال تر هستند؟

چرا با وجود آزادی زیاد در کشور امریکا، افسردگی برای آمریکایی ها بیشتر است از مهاجرین این کشور؟

انسان، به هر اندازه که انتخاب های بیشتری برای تصمیم گیری داشته باشد، رضایت کمتری از خروجی نهایی تصمیم گیری اش دارد. این مسئله ای است که قبلا در فایل صوتی «پارادوکس انتخاب» پروژه سوخت جت از بری شوارتز نیز شنیدید و یادگرفتید چطور با محدود کردن انتخاب هایتان، تصمیم های بهتری بگیرید.

و اما خلاصه آنچه که خواندید چه شد؟ زندگی را خیلی جدی نگیرید. اهداف و رویاهایتان را جدی بگیرید و برای رسیدن به آنها تلاش کنید، اما همیشه بدانید که پشیمانی از انجام کارها، به مراتب کمتر از عدم انجام آنهاست.

اگر کاری را میخواهید انجام دهید اما در وضعیت ۵۰/۵۰ قرار دارید، انجامش دهید.

در آینده، از اینکه کارهایی که میتوانستید انجام دهید اما انجام ندادید، بیشتر پیشیمان خواهید شد تا کارهایی که انجام دادید… چون در هر صورت این ذات انسان است که پیشمان شود، پس با دستآوردهای بیشتری پیشمان شوید و به خودتان افتخار کنید که شجاعت انجام کارهایی را داشتید که از نظر دیگران غیرممکن بود.

منبع : سوخت جت

نیاز به مشاوره بیشتر دارید؟ برای صحبت با متخصصان ایران تماس بگیرید.
051-37286679 15 دقیقه رایگان

دیدگاه بگذارید

avatar
  اشتراک  
اظلاع از
تاکنون 11579 نفر در دوره های آموزشی موسسه ایران شرکت کرده‌اند!

مرکز تخصصی مهارت های ارتباطی ایران

بولوار سازمان آب، شهید صادقی 21، پلاک 147
05137286679
info@asatiriran.com
محصولات
با ما همراه باشید