خانه » مهارت های ارتباطی » مهارت های زندگی » مطالب انگیزشی » آنچه پس از ۱۸ سال جستجوی موفقیت یافتم (قسمت هفتم – نظم شخصی یعنی همه چیز)
دسته : مطالب انگیزشی ، مهارت های ارتباطی ، مهارت های زندگی          تاریخ : ۱۳۹۸/۰۱/۱۵

آنچه پس از ۱۸ سال جستجوی موفقیت یافتم (قسمت هفتم – نظم شخصی یعنی همه چیز)

نظم

دوست دارید با همین سطح فعالیت هایی که روزانه انجام می دهید، موفقیت ها و دستاوردهای شما دو تا چند برابر شود؟ چه سئوال مسخره ای؛ معلوم است که دوست دارید. می دانید تنها راه حلش چیست؟

تنها راه حلش این است که نظم داشته باشید و نظم خودتان را قوی تر کنید. در این صورت، دستاوردها و موفقیت های شما، برکت خواهند یافت و چند برابر خواهند شد؛ آن هم در حالی که فعالیت های شما، عملاً چند برابر نشده است.

این، بزرگترین رازی بوده که تا به حال در مورد موفقیت کشف کرده ام؛ همان رازی که هاردی، در کتاب اثر مرکب خودش هم اشاره کرده است؛ همان اصلی که می گوید موفقیت یکشبه ای وجود ندارد و به قول جیم ران، «موفقیت نتیجه استمرار نظم های کوچک روزانه ماست که به چشم نمی آیند، ولی در نهایت منجر به نتایج و تفاوت های عظیمی می شوند.»

حالا که خوب به مسیر طی شده ام نگاه می کنم، می بینم برخی از کسانی که با من شروع کرده و از من پیشتر افتاده اند، نه از من باسوادتر بوده اند، نه سختکوش تر، نه دارای ارتباطات و برنامه ریزی بهتر. پس آنها چه چیزی داشته اند که من نداشته ام؟

آنها، فقط نظم بیشتری داشته اند.

در واقع جمله ام را چنین کامل می کنم که :

با آنکه مقایسه کردن، جزو بدترین کارهای روانی است که در مورد خودتان می توانید انجام بدهید، اما اگر معتاد به مقایسه کردن خودتان با دیگران هستید، سعی کنید در حوزه نظم و نظم پذیری این کار را انجام بدهید؛ ببینید که از دیگران منظم تر هستید یا نه؛ ببینید که کسی دور و بر شما، از شما منظم تر هست یا نه؛ دنبال ماشین و خانه و دارایی و … نباشید.
دست کم دنبال چیز خوبی برای مقایسه باشید…

به خوبی درک کرده ام که انسان هایی با حرکت لاک پشتی ولی منظم، حالا نتایج به مراتب بیشتر و پایدارتری نسبت به منی که رویاهای بزرگتری داشته ام و چیزهای بیشتری از موفقیت می دانستم، داشته اند.

بگذارید نکته ای مهم را با شما در میان بگذارم :

من هیچ گاه عادت نداشتم که سر ساعت خاصی در محل کارم حاضر شوم. البته حالا چند سالی است که که با ضریب خطای نیم الی یک ساعت، این نظم را دارم رعایت می کنم و اعتراف هم می کنم که واقعاً سختم است. ولی در دوران سی سالگی به قبل، که کمی غرورم بیشتر بود و خصلت های روشنفکرانه تری داشتم، حس می کردم این نظم پذیری و این نظم داشتن، زیاد با روحیه من و نه تنها روحیه من که با روحیه انسان و انسانیت او سازگار نیست و نوعی توهین تلقی می شود…

ولی حالا و بعد از هجده سال جستجوی موفقیت، درک می کنم که بزرگترین راز موفقیت در هر جایی، همین نظم و نظم در این نظم داشتن است. نظم را هم برای خودم چنین تعریف می کنم که :

«انجام کارهایی که باید انجام شان بدهیم، چه دوست داشته باشیم چه دوست نداشته باشیم؛
چه حال داشته باشیم چه حال نداشته باشیم.»

به تعبیر دیگر، نظم یعنی قدرت وادار کردن خود به انجام کارهایی که برایمان مهم است.

نظم با این تعریف، بزرگترین برکت دهنده موفقیت و تلاش های هر کسی می تواند باشد؛ اما دریغ و درک که ما این جور چیزها را خیلی دیر درک می کنیم. زمانی که بسیار زمان داریم، فکر می کنیم که نیازی به این نظم نیست؛ زمانی هم که حس می کنیم باید به این نظم پایبند باشیم، قدرت اراده مان تحلیل رفته است.

اقرار می کنم که تا به حال در جاهای مختلفی کار کرده ام.
البته در بیشتر این جاهایی هم که کار کرده ام، نظم پذیری و انسجام کاری مشخص و منظمی نداشته ام. اگر فقط یک سوم یا یک چهارم این جاهایی که کار کرده ام یا این پروژه هایی که درگیرشان شده ام یا این طرح ها و برنامه هایی که خودم پیشنهادشان را داده بودم را می توانستم با نظمی ماندگار و یکدست پیش ببرم، احتمالاً الان در جایگاهی دیگر با دستاوردهایی دیگر با شما باید صحبت می کردم.

امروز بعد از گذر این همه سال، به شما و با تمام قلبم پیشنهاد می کنم که :

حتی اگر درگیر کارهای خلاقه و هنری هم هستید، ولی باز هم نظم هر روزه و مستمر را به هیچ روی فراموش نکنید؛ خودتان را با این تفاسیر که نظم و انضباط مخالف روحیه خلاقانه و آزاد است، فریب ندهید؛ اتفاقاً بزرگترین آزادی های، در گرو نظم های سنگین هستند که به دست می آیند.

توصیه دیگرم این است که : فکر نکنید عده ای از دیگران موفق تر هستند… بلکه اینگونه بیندیشید که عده ای از دیگران، منظم تر هستند. این جوری، موفقیت قابل کنترل تر و قابل لمس تر است.

یادش به خیر، روزگاری که در رادیو و در برنامه زنده رادیویی گذر هفتم از شبکه سراسری رادیو که عصرگاهان جمعه پخش می شد، به عنوان کارشناس مجری بخش اجتماعی کار می کردم، در کنارم همکاران نازنین دیگری چنین محمدرضا احمدی، کارشناس مجری ورزشی، روزبه بمانی به عنوان کارشناس مجری موسیقی، رضا یادگاری کارشناس بخش کارآفرینی و … را نیز داشتم.

می دانید بعدها چه اتفاقی افتاد؟

این دوستان به واسطه نظم رفتاری و نظم محتوایی ای که در پیش گرفتند، به دستاوردهای بالایی رسیدند. محمدرضا احمدی حالا از مجریان شاخص ورزشی تلویزیون است، روزبه بمانی که برای خودش وزنه ای در ترانه سرایی این مملکت شده است، رضا یادگاری و دیگر دوستان هم برای خودشان، دستاوردهای والایی کسب کرده اند. اما من، با این که در کمبود استعدادم نسبت به این دوستان شک و شبهه ای نیست، به واسطه عدم نظم پذیری ای که داشتم، حتی ورژن درجه دو و سه این دوستان هم نشدم؛ متأسفانه…

عمیقاً به شما پیشنهاد می کنم که نظم پذیری را در زندگی تان شروع کنید؛ تا قبل از این که مثل من به حسرت های بزرگی در زندگی تان دچار شوید. چرا که بی نظمی امروز، نسبت مستقیمی با حسرت فردای همه ماها خواهد داشت.

منبع : سوخت جت

نیاز به مشاوره بیشتر دارید؟ برای صحبت با متخصصان ایران تماس بگیرید.
051-37286679 15 دقیقه رایگان

دیدگاه بگذارید

avatar
  اشتراک  
اظلاع از
تاکنون 11579 نفر در دوره های آموزشی موسسه ایران شرکت کرده‌اند!

مرکز تخصصی مهارت های ارتباطی ایران

بولوار سازمان آب، شهید صادقی 21، پلاک 147
05137286679
info@asatiriran.com
محصولات
با ما همراه باشید